عبد الملك الخركوشي النيسابوري ( مترجم : نجم الدين محمود راوندى )

مقدمه 29

شرف النبي ص ( فارسي )

زير پاى هموار . چون رفتى آهسته رفتى چنان كه كسى در نشيبى رود . و چون باز نگريستى بجمله سرو گردن نگريستى . پيوسته چشم فروخوابنيده . نظرش به زمين بيشتر بودى كه به آسمان . اصحاب در پىاش بودندى چون رفتى ، و هر كه را ديدى سبق بردى به سلام كردن . . . » ص 58 و نيز بنگريد به صفحات 64 و . . . در پاره‌اى مواضيع ، زبان ترجمه آشكار است : « بدان كه مدارا و آهستگى در كارى نرفت هرگز الا كه آن را بياراست ، و مفارقت نكرد از چيزى هرگز الا كه آن را به عيب كرد . » ص 75 پيداست كه عبارت بالا ترجمهء حديثى است منقول از انس بن مالك : « ما كان الرفق فى شىء الا زانه ، و لا نزع من شىء الا شانه . » فيض القدير شرح الجامع الصغير . للعلامة المناوى . ج 5 . ص 461 و نيز بنگريد : شرح فارسى شهاب الاخبار . تصحيح محمد تقى دانش پژوه . ص 98 « هرگز كسى از رسول عليه السلام چيزى نخواست كه او را حاصل بود كه به دو نداد . » ص 78 « هرگز رسول را مخير نكردند ميان دو كار الا آنكه خوارتر بود از هر دو برگزيد الا اگر در آن بريدن رحم بودى . پس از آن دور بودى ، و هرگز كسى به نزديك پيغمبر نيامد آزاد و بنده به حاجتى الا كه برخاست با او از براى حاجت او . » ص 82 « ملايكه يارى هيچ پيغمبرى نكردند الا از آن محمد . » ص 140 « گفت : ساقى القوم آخرهم شربا . آب دهندهء گروه آخر ايشان باشد آب خوردن او . » ص 151